بی سانسور - بخندیم یا گریه کنیم؟
عشق های دو سوته...
موضوع : بخندیم یا گریه کنیم؟


جمعه ششم مرداد 1391 - 13:55

همسن های خودم سلام

امروز روز من و شما جوونای اول کاریه. بعد یه تنفس کوچیک توی امتحانا فرصت کردم به سر رو روی این وبم یه دستی بکشم.

از موضوع آپ معلومه چی می خوام بگم. می خوام از یه درد دیگه حرف بزنم. یه دردی که نه احمدی نژاد مقصره نه خاتمی و نه هیچ سیاستمدار دیگه ای. چون این درد یه درد سیاسی نیست. این درد دل خودمونه که خودمون باید بشنویمش و خودمون حلش کنیم.

 

به رسم مداحای این زمونه دلا رو آماده کنید که ببرمتون به سرزمین بلا... (ادامه مطلب)


برچسب‌ها: عشق و عاشقی, عشقولانه, عاشقی, عشق کور کورانه, مجنون و لیلی, عشق اشتباه, عشق صحیح, راه شناخت عشق درست


دانشگاه آزاد یا اسلامی؟؟؟
موضوع : بخندیم یا گریه کنیم؟


سه شنبه دوم اسفند 1390 - 13:58

 سلام.

بالاخره امتحانا تموم شد و میرزا تونست برگرده و با دوستای خوبش دوباره همراه بشه. البته تموم تمومم که نشده. یکی دیگه مونده که وقت بسیاره واسه خوندنش.

اما آپ امشب: تعدادی عکس که فکر کنم بدون شرح بشه ازش مفهوم و حرف دلشو فهمید. آپ امشب موضوعی نسبتا شبیه به موضوع "چی به سرمون اومده" رو داره. اما واقعا انگار باید بدون شرح حقایقو دید تا بقیه قضات کنن. توی اون آپ حرفای زیادی رد و بدل شد که خب خیلی خوب بود. موافقا و مخالفای زیادی داشت.

طبیعتا موضوع بحث از تیتر پست معلومه. دوست داشتم در مورد دانشگاه آزاد تحقیقاتی می کردم و قیاسی می داشتیم از اهداف زمان تاسیس و روند الانش. ولی خب همونطور که گفتم همه چیزو از تو دل عکس میشه دید.

و یه چیز دیگه که با طرح این موضوع مطمئنا منو مورد هجوم قرار خواهد داد این اعتقاد خودمه که باید بگم من هرگز مخالف خوش تیپی و به روز گردی و خوشگل بودن نیستم. من خودم یه آدمیم که به تیم و قیافم اهمیت بسیار زیادی میدم. حتی خیلی جاها به تیپ من ایراد می گیرن و ایرادشون برام مهم نیست. ولـــــــــــی حرف من اینه: تند رو نباشیم. به جا و به اندازه ی شان و شخصیتمون تیپ های روز دنیا رو به خودمون وارد کنیم. یکیم پیدا میشه میگه شخصیت من اینه. خب عیب نداره باش ولی هنجار عمومی که توی سراسر دنیا و در تمامی مجامع مطرح هست شما رو از داشتن این تریپ ها منع می کنه. این آزادی نیست بلکه هنجار شکنیه! (تکبیر لطفا)

می دونین چرا هنجار شکنیه؟ چون وقتی داستان دختر ساده ی روستایی یا شهرستانی رو می خونی که چهار سال درس خوند و زحمت کشید تا دانشگاه قبول بشه و بعد از ورودش به دانشگاه به کثافت کاری هایی کشیده میشه که مو به تن آدم سیخ میشه، و بعد از چندین سال کثافت کاری به اسم دانشجو یه فاحشه ی از همه جا رونده و معتاااااااااد به فاحشگی برمی گرده خونش، به خودت میگی خب اگه بستر گمراهی نباشه گمراهی هم به وجود نمیاد. و اییییییین میشه هنجار شکنی.

یا داستان پسری که قبل از رفتن به دانشگاه کمربندشو شش وجب بالای نافش می بسته و بعد از یه مدت تحصیل توی دانشگاه کمربندش به شش وجب پایین تر از نافش می رسه. و این میشه مقدمه ای برای پارتی های شبونه و مصرف اکس تازین و مشروب و... .

می دونین استارت گمراهی یه همچین جوونی که تا به حال تو عمرش یه دخترو از فاصله یه متری ندیده چیه؟ وقتی با اون تیپ میره تو دانشگاه ایش ایش خوشگل خانما و جمله هایی مثل لوده و خز و... اینجور چیزاس که از اون محمد هادی یه همایون تازی (اکس تازی) میسازه. آره! انگاری اون خانما یادشون رفته که کی بودن که حالا با پوشیدن شلوارای چاک چاک دم از مد روز دنیا میزنن. یادشون رفته یه روزی جلو امثال من با ترس و لرز قاشق دستشون می گرفتن که نکنه موقع غذا خوردن ضایع بشن. به خدا بودن یه همچین کسایی.

من نمیگم پسر آزاد باشه و هر غلطی دلش خواست بکنه و دختر محصور در بند حجاب باشه. من دارم میگم که تند رو نباشیم. به جا و به اندازه ی شان و شخصیتمون رفتارمون رو تنظیم کنیم. شخصیتی که بر پایه ی هنجارها باشه.

راستی! من هجده سال بیشتر ندارم

حرفو کوتاه می کنم. برین ادامه مطلب!


برچسب‌ها: دانشگاه آزاد, یا اسلامی, عکس های دانشگاه آزاد, فحشا در دانشگاه, فحشا در دانشگاه آزاد


منش پهلوانی
موضوع : بخندیم یا گریه کنیم؟


یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 - 2:22

سلام

اومدم با یه آپ دیگه. یه حرف دیگه و یه درد و دل تازه.

توی این وب از خیلی چیزا گفتم. از خیلی اشتباهات و از خیلی از زخمای جامعه گفتم. که البته از دید خیلیا حرفای من مشکل و درد واسه جامعه نبود و کلا با من مخالف بودن. خب طبیعیه همه جور ادمی پیدا میشه. حداقلش این بود که من حرف خودمو زدم. اون چیزی رو که خودم خواستم گفتم. جوابای بقیه رو هم شنیدم. شمام خوندین و قضاوت با خودتون.

اینجا مثل یه دادگاه عمومیه. هممون می تونیم شاکی باشیم، همه می تونیم مدافع باشیم و همه هم اجازه ی قضاوت داریم. و هیچکس هم نمی تونه در رای هر شخص در مورد اون موضوع دخالتی کنه. چون اینجا همه چیز آزاده.

¤ بی سانسور ¤

بهانه ی امشب واسه آپ یا بهتر بگم درد و دل میرزا در مورد ورزش و اخلاق ورزشکاریه. امشب می خوام از ابعاد مختلف حواشی و اتفاقات اخلاقی مهم ورزش رو طی این چند دهه اخیر بررسی کنم. می خوام در موردش بحث کنیم. شاید به نتایجی رسیدیم.

پیش از هرچیز باید توضیح بدم که من خودم یه ورزشکار حرفه ای هستم و تا به امروز هم سعیم بر حفظ تقدس ورزش و منش پهلوانی اون بوده. رکوردهای جالب من هم...

 

 


چی به سرمون اومده؟؟؟
موضوع : بخندیم یا گریه کنیم؟


جمعه سی ام دی 1390 - 22:21

سلام.

امروز عکسی رو توی وبلاگی دیدم که تنمو به لرزه انداخت. دلم کباب شد. بیشتر وبگردی کردم که به چیزای جالب تری هم برخردم.

امروز سوختم. پیش خودم گفتم چرا؟ چرا باید این چیزا به سر ما بیاد؟ اینه ارزش یه دختر ایرونی؟ اینه ارزشی که بانوی من فاطمه زهرا ازش مدام حرف می زدن و خودشون اسوه بی همتای این ارزش در سراسر تاریخ بودن؟ کجاس دختری که ذکر لبش یا فاطمه باشه؟ ها؟ خودش شما دختر خانم! به من جواب نده به خودت و خدات جواب بده. از فاطمه زهرا بیشتر حرف می زنی یا خواننده های اروپایی و آمریکایی؟ ذکر لب یا زهراست یا جنیفر لوپز؟


    »قالبو تر و تمیزش کردم

    »شاید از کاشون برم ولی از کویر نمیــــــــــــــــــــــــــــــــرم! میرم یزد

    »آرامش می خوام. یه سکوت مطلق. هیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــس!!!